تبليغاتX
سفیرسیمرغ

سفيرسيمرغ وب سایتی متنوّع و متفاوت درتمام زمینه ها






شاهد افلاکی/رهي معيري  

شاهد افلاکی

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
 من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغي که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی

كتيبه اي ماندگار ازابومتین | شنبه هشتم دی 1386 | 7:49 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

خانم جسارت است...-شعرطنز  

از چشمهای من هيجان را گرفتــه ايد
اين روزها عجیب خودتان را گرفتـه ايد

 ارديبهشت نيست که ؛ اردی جهنم است
لبهای سرختان که دهان را گرفتـه ايد ــ

به چرت و پرت و فحش و...؛ ببخشيد مدتی است
ازشعرهــام لحن و بيـان را گرفتــــه ايد
 
خانم جسارت است ! ببخشيد يک سوال...
با اخمتان کجـای جهــان را گرفتــه اید !؟

خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا -
کی دکتـرای زخـم زبان را گرفتــه اید !؟

خانم! جواب نامه ندادید بس نبود !؟
دیگر چــرا کبوتـرمان را گرفتــه اید ؟
***
خانم ! عجالتــاً برویـم آخــر غـزل
نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | شنبه یکم دی 1386 | 1:31 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

شعرمعاصر-بر سرزمین سوختگی  

شعرمعاصر-بر سرزمین سوختگی

پنداشتند خام
 کز سرگشتگان که پی ببرند و سوختند
 من آخرین درختم از سلاله جنگل
 آنان که بر بهار تبر انداختند تند
 پنداشتند خام که با هر شکستنی
قانون رشد و رویش را از ریشه کنده اند
خون از شقیقه های کوچه روان است
در پنجه های باز خیابان
گل گل شکوفه شکوفه
 قلب است انفجار آتشی قلب
بر گور ناشناخته اما
 کس گل نمی نهد
 لیکن
 هر روزه دختران
با جامه ساده به بازار می روند

دنباله درادامه مطلب


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | 3:53 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

شعرجهنم سبز-فریدون مشیری  

كتيبه اي ماندگار ازابومتین | شنبه هفدهم آذر 1386 | 15:43 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

نیمایوشیج-شعر ای شب  

ای شب

هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش ؟
یا چشم مرا ز جای برکن
 یا پرده ز روی خود فروکش
یا بازگذار تا بمیرم
 کز دیدن روزگار سیرم
 دیری ست که در زمانه ی دون
 از دیده همیشه اشکبارم
عمری به کدورت و الم رفت
 تا باقی عمر چون سپارم
 نه بخت بد مراست سامان
 و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان
 چندین چه کنی مرا ستیزه
 بس نیست مرا غم زمانه ؟

دنباله درادامه مطلب


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | جمعه نهم آذر 1386 | 3:2 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

شعرطنز-فيلترسايتهاي نوپا  

مثـل پُل های منـفجـر شده اند
سایت هایی که فیلتر شده اند

سایت هایی که تازه تشکیل اند
ای بـسا بی دلیــل تعطیـــل اند

چون که در متن شان نشد پرهیز
مثـــلاْ از کلیــــد واژه ی "چیـــز"!!

ای بسا اهل علم چون نیوتون
بوده دنبــال ســرچ سیلیکــون

ای بســـا دکتــران معــرکـه اند
که به دنبال سرچ سکسکه اند

دنباله درادامه مطلب


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | جمعه دوم آذر 1386 | 2:30 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

سه قطعه شعرطنز  

شعرطنز-بزك خانمها

به به ای خانم قشنگ و ملوس!
که قدم می زنی به شکل عروس

ای کـه در پیــش آینــه با تـاپ
کرده ای یک دو ساعتی میک آپ!

روی اجـزای صـورتت یک یک
ریمل و سـایه و رژ و پن کـک

شده ای چشم خواهری خوشگل
می بری از بزرگ و کوچک، دل

می شود بند عفت از این ناز
چون کمربند سبز تهران، باز!

دنباله درادامه مطلب بهمراه چندشعرطنزديگر


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | جمعه بیست و پنجم آبان 1386 | 2:28 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

خانه ی خدا-قیصرامین پور  

پيش از اينها فكر ميكردم خدا
خانه اي دارد ميان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس وخشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج وبلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره پولكي از تاج او
اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او كهكشان
رعد و برق شب صداي خنده اش
سيل و طوفان نعره توفنده اش
دكمه پيراهن او آفتاب
برق تيغ و خنجر او ماهتاب
هيچكس از جاي او آگاه نيست
هيچكس را در حضورش راه نيست

بروبه ادامه مطلب


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | جمعه هجدهم آبان 1386 | 1:30 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

اشعارمهدی اخوان ثالث  

بروبه ادامه مطلب


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | شنبه دوازدهم آبان 1386 | 0:37 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

اشعار شاعران  

  1. يوسف ابوعلي نژاد:
    رسيده ام به غريبي كه رخ نداده هنوز
    و اتفاق عحيبي كه رخ نداده هنوز
    و جرم تازه ي از پيش متهم شده ام
    گناه گندم و سيبي كه رخ نداده هنوز
    ميان چشم من و تو كسي لگد كوبيد
    به عشق، حس نجيبي كه رخ نداده هنوز
    هنوز منتظرم من اگر چه مي افتد
    دلم به دام فريبي كه رخ نداده هنوز
    به احتمال قوي مرگ در كمين من است
    و خواب هاي مهيبي كه رخ نداده هنوز
    و باز دست پر از خالي ام حجوم آورد
    به سمت«امّ يُجيبي» كه رخ نداده هنوز
    دوباره از پس اين روزهاي در به دري
    چه مانده است نصيبي كه رخ نداده هنوز؟

           اشعاري ديگردرادامه مطلب

 


جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 | 5:0 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام

اشعار شاعران  

 

 

مهدی اخوان ثالث:/ مشهد

1369-1307

آثار: ارغنون-زمستان - آخر شاهنامه - از این اوستا
منظومهٔ شکار -پاییز در زندان - عاشقانه‌ها و کبود
بهترین امید - برگزیدهٔ اشعار - در حیاط کوچک پاییز در زندان
دوزخ اما سرد - زندگی می گوید اما باز باید زیست
ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم - گزینهٔ اشعار

قاصدک هان چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی اما، اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیّاری - باری،

برو آنا که بوَد چشمی و گوشی با کس،

برو آنجا که تو را منتظرند.

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند.

دست بردار از این در وطن خویش غریب.

قاصدک تجربه های همه تلخ،

با دلم می گوید

که دروغی تو ، دروغ

که فریبی تو، فریب.

قاصدک !  هان، ولی...

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام، آی کجا رفتی؟ آی....

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی، جایی؟

در اجاقی - طمع شعله نمی بندم- اندک شرری هست هنوز؟

قاصدک!

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند

 

جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
كتيبه اي ماندگار ازابومتین | یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | 4:13 | + | موضوع: شعروادبیات فارسی | داغ کن - کلوب دات کام