سفيرسيمرغ وب سایتی متنوّع و متفاوت درتمام زمینه ها
|
|
شاهد افلاکی/رهي معيري شاهد افلاکی چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی خانم جسارت است...-شعرطنز از چشمهای من هيجان را گرفتــه ايد
اين روزها عجیب خودتان را گرفتـه ايد ارديبهشت نيست که ؛ اردی جهنم است لبهای سرختان که دهان را گرفتـه ايد ــ به چرت و پرت و فحش و...؛ ببخشيد مدتی است ازشعرهــام لحن و بيـان را گرفتــــه ايد خانم جسارت است ! ببخشيد يک سوال...
با اخمتان کجـای جهــان را گرفتــه اید !؟ خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا - کی دکتـرای زخـم زبان را گرفتــه اید !؟ خانم! جواب نامه ندادید بس نبود !؟ دیگر چــرا کبوتـرمان را گرفتــه اید ؟ *** خانم ! عجالتــاً برویـم آخــر غـزل نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید شعرمعاصر-بر سرزمین سوختگی شعرمعاصر-بر سرزمین سوختگی پنداشتند خام دنباله درادامه مطلب جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... شعرجهنم سبز-فریدون مشیری نیمایوشیج-شعر ای شب ای شب هان ای شب شوم وحشت انگیز دنباله درادامه مطلب جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... شعرطنز-فيلترسايتهاي نوپا مثـل پُل های منـفجـر شده اند سایت هایی که تازه تشکیل اند چون که در متن شان نشد پرهیز ای بسا اهل علم چون نیوتون ای بســـا دکتــران معــرکـه اند دنباله درادامه مطلب جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... سه قطعه شعرطنز شعرطنز-بزك خانمها به به ای خانم قشنگ و ملوس! ای کـه در پیــش آینــه با تـاپ روی اجـزای صـورتت یک یک شده ای چشم خواهری خوشگل می شود بند عفت از این ناز دنباله درادامه مطلب بهمراه چندشعرطنزديگر جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... خانه ی خدا-قیصرامین پور پيش از اينها فكر ميكردم خدا بروبه ادامه مطلب جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... اشعارمهدی اخوان ثالث اشعار شاعران
اشعاري ديگردرادامه مطلب
جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... اشعار شاعران
مهدی اخوان ثالث:/ مشهد 1369-1307 آثار: ارغنون-زمستان - آخر شاهنامه - از این اوستا قاصدک هان چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی اما، اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیّاری - باری، برو آنا که بوَد چشمی و گوشی با کس، برو آنجا که تو را منتظرند. قاصدک! در دل من همه کورند و کرند. دست بردار از این در وطن خویش غریب. قاصدک تجربه های همه تلخ، با دلم می گوید که دروغی تو ، دروغ که فریبی تو، فریب. قاصدک ! هان، ولی... راستی آیا رفتی با باد؟ با توام، آی کجا رفتی؟ آی.... راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی - طمع شعله نمی بندم- اندک شرری هست هنوز؟ قاصدک! ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... |